مطالب در روزهای بعد منتشر می شود
پروین جلائی
8march 2009
87/12/18
۱۳۸۷ اسفند ۲۲, پنجشنبه
۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه
مهر خروجی
با درود
مهر خروجی
کمی آن طرف تر از خیابان ستار خان یک خیا بان است به نام تهران ویلا که به خیابان شهر آرا هم راه دارد و بغل پمپ بنزین است یک اداره به نام گذرنامه است که مهر خروجی میزند قبلا" صدور گذرنامه هم داشت ولی الان نداردولی سرویس بهداشتی خانمها در طبقه بالای آقایان قرار دارد که آینه دارد ولی مواد شوینده آن به سختی از آن خارج می شود ویک سرویس سبز رنگ ویک سرویس سفید نیز دارد
یک پانل تبلیغاتی دارد که یک طرف آن سمت جپ یک ردیف جشنواره های مذهبی از جمله مقاله امام دوم مجتبی وجشنواره بینالمللی قرآن را در کتاب تبلیغ کرده است و در طرف راست آن در همان ردیف که دوم است یک کتاب نوشته است آنچه که یک معلم در ارزشیابی مستمر با ید بداند وکمی آن طرف آن نیز کتابی با خط درشت وزیبا به چشم می خورد به نام عصر مدرنیته که همه اینها در یک ردیف چپ وراست هستند جالب اینجاست که عصر مدرنیته جمهوری اسلامی در طرف راست آن قرار دارد و در پشت میز پذیرش هم یک دختر بچه کوچولو ویا یک قد کوتاه سراپا مشکی وسیاه و...................
نتیجه ای که میتوان گرفت اینست که :
1-پس معلوم شد که مهر خروجی معلمان از آموزش پرورش را چه کسانی میزنند
2-عصر دمکراسی وآزادیخواهی جمهوری اسلامی با عصر مدرنیته طبق دوم اداره مهر خروجی یکیست
3-رشد زنان در موارد بالا باید باشد وگرنه همان مهر خروجی معلم از آموزش پرورش برای زنان نیز رقم می خورد
4-پس توجه کن به اینکه چه میگویم کسی رفت در خارج از کشور وخواست اسم خود را پارتی بازی کند وبه اپوزیسیون وصل شود به اوگفتند که باید مبارز وزندان رفته باشد واو مایوس برگشت
حالا ما زندانیان سیاسی میگوییم که :
1- رادیکال دینی واستبداد دینی نمی تواند الگوی اپوزیسیون سیاسی دمکراسی گردد وافراد اپور تونیزم (ابن الوقت) ,نان به نرخ روز خور , نمی توانند ساز دمکرات بزنند
2-مهره نظام ورژیم نه تنها هزینه نداده بلکه هزینه از دولت هم گرفته وحتی از خارج از کشور هم گرفته نمی تواند در اپوزیسیون وارد شود وساز دمکراسی بزند
3- هی پرنده ونفوذی نفرست چون هیچ نتیجه ای در بر ندارد بلکه بدتر میشود ومن ذهن اورا تشویش می دهم بعد میشود اقدام علیه امنیت ملی وتشویش اذهان عمومی
زحمت نکشیده وهزینه نداده وناتوان نمیتواند در اپوزیسیون سیاسی وارد شود ملی میتوان او را مورد حمایت قرار داد ؟ اصلن چطور است که همه زندانیان سیاسی وجنبش زنان همه کار کرد ها واندوخته های خود را تقدیم ..................کنند پس هی نفوذی نفرست ای سکوت کرده در شب بیداد ستم
کار هر جنبش نیست دمکراسی وآزادی ..............جنبش زنان میخواهدو حزب ملت و دمکرات را
با سپاس
پروین جلائی پریشاد اکتیو
دوشنبه 30دیماه 1387
19 jan 2009
مهر خروجی
کمی آن طرف تر از خیابان ستار خان یک خیا بان است به نام تهران ویلا که به خیابان شهر آرا هم راه دارد و بغل پمپ بنزین است یک اداره به نام گذرنامه است که مهر خروجی میزند قبلا" صدور گذرنامه هم داشت ولی الان نداردولی سرویس بهداشتی خانمها در طبقه بالای آقایان قرار دارد که آینه دارد ولی مواد شوینده آن به سختی از آن خارج می شود ویک سرویس سبز رنگ ویک سرویس سفید نیز دارد
یک پانل تبلیغاتی دارد که یک طرف آن سمت جپ یک ردیف جشنواره های مذهبی از جمله مقاله امام دوم مجتبی وجشنواره بینالمللی قرآن را در کتاب تبلیغ کرده است و در طرف راست آن در همان ردیف که دوم است یک کتاب نوشته است آنچه که یک معلم در ارزشیابی مستمر با ید بداند وکمی آن طرف آن نیز کتابی با خط درشت وزیبا به چشم می خورد به نام عصر مدرنیته که همه اینها در یک ردیف چپ وراست هستند جالب اینجاست که عصر مدرنیته جمهوری اسلامی در طرف راست آن قرار دارد و در پشت میز پذیرش هم یک دختر بچه کوچولو ویا یک قد کوتاه سراپا مشکی وسیاه و...................
نتیجه ای که میتوان گرفت اینست که :
1-پس معلوم شد که مهر خروجی معلمان از آموزش پرورش را چه کسانی میزنند
2-عصر دمکراسی وآزادیخواهی جمهوری اسلامی با عصر مدرنیته طبق دوم اداره مهر خروجی یکیست
3-رشد زنان در موارد بالا باید باشد وگرنه همان مهر خروجی معلم از آموزش پرورش برای زنان نیز رقم می خورد
4-پس توجه کن به اینکه چه میگویم کسی رفت در خارج از کشور وخواست اسم خود را پارتی بازی کند وبه اپوزیسیون وصل شود به اوگفتند که باید مبارز وزندان رفته باشد واو مایوس برگشت
حالا ما زندانیان سیاسی میگوییم که :
1- رادیکال دینی واستبداد دینی نمی تواند الگوی اپوزیسیون سیاسی دمکراسی گردد وافراد اپور تونیزم (ابن الوقت) ,نان به نرخ روز خور , نمی توانند ساز دمکرات بزنند
2-مهره نظام ورژیم نه تنها هزینه نداده بلکه هزینه از دولت هم گرفته وحتی از خارج از کشور هم گرفته نمی تواند در اپوزیسیون وارد شود وساز دمکراسی بزند
3- هی پرنده ونفوذی نفرست چون هیچ نتیجه ای در بر ندارد بلکه بدتر میشود ومن ذهن اورا تشویش می دهم بعد میشود اقدام علیه امنیت ملی وتشویش اذهان عمومی
زحمت نکشیده وهزینه نداده وناتوان نمیتواند در اپوزیسیون سیاسی وارد شود ملی میتوان او را مورد حمایت قرار داد ؟ اصلن چطور است که همه زندانیان سیاسی وجنبش زنان همه کار کرد ها واندوخته های خود را تقدیم ..................کنند پس هی نفوذی نفرست ای سکوت کرده در شب بیداد ستم
کار هر جنبش نیست دمکراسی وآزادی ..............جنبش زنان میخواهدو حزب ملت و دمکرات را
با سپاس
پروین جلائی پریشاد اکتیو
دوشنبه 30دیماه 1387
19 jan 2009
برچسبها:
تلاش ها برای آزادی به جیب دولت رفته است
۱۳۸۷ دی ۲۲, یکشنبه
روز مبارک تولد سیمون دوبوار 9 ژانویه 2009
با درود
9 jan 2009 - 20/ 10/87
در باره جنس دوم گفته اند : رساله ای مهم واختصاص داده شده به وضع زن - اثری عمیق وبدیع که در آن با نظریه کهتری طبیعی زن مبارزه شده است
جنس دوم دیر زمانی برجسته ترین اثر سیمون دو بوار مانده است
پی یر دوبوادفر -نویسنده ونافذ ادبی
بهترین کتابی که تا کنون در باره زنان نوشته شده.......اثری در درجه اول اهمیت
سیمون دوبوار تنها نویسنده ای دقیق واهل تحقیق نیست رمان نوس نیز هست وارزش این اثر تا حد زیادی به سبب تخیل شگرف اوست
ضمیمه ادبی تایمز
ما دختر های آراسته کلاس دوم , پانزده یا شانزده سال داشتیم که جنس دوم را کشف کردیم .فکر نمی کنم که هیچ کتاب دیگری بوده باشد که در باره آن چنین تفسیر و تجلیل کرده باشیم . سیمون دوبوار سرنوشت زنانه را دود هوا می کرد . مارا از قید یوغی هزارساله می رهاند
الیزابت بادنته , روزنامه نگار
بدون وجود جنس دوم از سی و پنج سال پیش انفجار < فمینیسم > در سراسر جهان صورت نمی گرفت ...می دانیم که جنس دوم چه حادثه ای بوده است
برتران پوارو دلیش , نویسنده وناقذ ادبی
......................................................
برگرفته از ص 137 کتاب جنس دوم جلد 1
زن کهبا پیدایش مالکیت خصوصی از اریکه خود به زیر آورده شده است , سرنوشت خود را در خلال قرنها با مالکیت خصوصی پیوند خورده می یابد
مرد مدعی است چیزی را که تسخیر میکند وبه تملک در می آورد با شا یستگی خود می پوشاند
زن برهمن در هند , فلامینیادر رم , به اندازه شوهران خود قدیس به شمار می روند , در میان زوج , مرد دارای سلطه است
ما این تحول را در غرب برسی خواهیم کرد . تاریخ زن در شرق هند وچین , به راستی تاریخ بردگی طولانی وبی تغییری بوده است .ما تحقیق خود از قرون وسطی تا عصر حاضر را به فرانسه که موردش حکم نمونه را دارد محدود می کنیم
ص139هنگامی که زن به تملک مرد در می آید مرد می خواهد که او باکره باشد وبا اعمال بدترین مجازاتها , وفاداری کامل او را می خواهد تمام قوانینی که تا روزگار ما نابرابری در مورد زنا کاری حفظ کرده اند شدت خطای زن اعلام می دارند وگرچه از دوران اوگوست به بعد حق اجرای عدالت به دست خود مرد ممنوع می شود , قوانین ناپلئون باز هم نظر عفو هیاءت منصفه به شوهری را که مجری عدالت شده است ,نوید می دهد
صفحه 132
مردان هستند که تصمیم می گیرند , مقام زنان در جامعه , همواره همان جایگاهی است که مردان برای آنان در نظر می گیرند ,در هیچ دورانی زن موفق به تحمیل قانون خود نشده است
با اینهمه اگر کار تولیدی در حد توانایی زن باقی مانده بود شاید زن همراه با مرد به کار تسخیر طبیعت تحقق می بخشید . ولی زننتوانسته است نوید های ابزار کار را از آن خود خود کند تا از ستمی که برزن رفته خبر دهد آنچه برای زن شوم بوده این است که چون برای کارگر به صورت یار وهمکار در نیامده , از اتفاق انسانی طرد شده است : اما ضعف زن وعدم توانایی اش در این که به اندازه مرد تولید کند , نمی تواند این طرد شدن را توجیه کند , بلکه علت آن است که زن به شیوه مرد در کار وتفکر شرکت نمی جسته , علت آن است که زن اسیر راز های زندگی باقی مانده است . مرد جز این که بر زن ستم روا دارد نمی توانسته کار دیگری انجام دهد واراده مرد بر بسط و سلطه طلبی بو ده است
نظر دیگر سیمون دوبوار این بوده است که این وضعیت آناتومی بدن زن است که مادری را پذیرفته است وبه این منظور ظلم وستمی بر او روا داشته شده است وگرنه قرار دادی نیست که همیشه اومادر باشد پدران نیز می توانند مادری کنند ودر حال حاضر در این عصر بسیاری از پدران مادر گونه ومادر هستنند و حتی این مادری به شکل حمایت از خانواده از مقام بالا شکل می گیردودر سیاست وارد می شود
با سپاس
پروین جلائی - پریشاد اکتیو
22دیماه هشتادو هفت
9 jan 2009 - 20/ 10/87
در باره جنس دوم گفته اند : رساله ای مهم واختصاص داده شده به وضع زن - اثری عمیق وبدیع که در آن با نظریه کهتری طبیعی زن مبارزه شده است
جنس دوم دیر زمانی برجسته ترین اثر سیمون دو بوار مانده است
پی یر دوبوادفر -نویسنده ونافذ ادبی
بهترین کتابی که تا کنون در باره زنان نوشته شده.......اثری در درجه اول اهمیت
سیمون دوبوار تنها نویسنده ای دقیق واهل تحقیق نیست رمان نوس نیز هست وارزش این اثر تا حد زیادی به سبب تخیل شگرف اوست
ضمیمه ادبی تایمز
ما دختر های آراسته کلاس دوم , پانزده یا شانزده سال داشتیم که جنس دوم را کشف کردیم .فکر نمی کنم که هیچ کتاب دیگری بوده باشد که در باره آن چنین تفسیر و تجلیل کرده باشیم . سیمون دوبوار سرنوشت زنانه را دود هوا می کرد . مارا از قید یوغی هزارساله می رهاند
الیزابت بادنته , روزنامه نگار
بدون وجود جنس دوم از سی و پنج سال پیش انفجار < فمینیسم > در سراسر جهان صورت نمی گرفت ...می دانیم که جنس دوم چه حادثه ای بوده است
برتران پوارو دلیش , نویسنده وناقذ ادبی
......................................................
برگرفته از ص 137 کتاب جنس دوم جلد 1
زن کهبا پیدایش مالکیت خصوصی از اریکه خود به زیر آورده شده است , سرنوشت خود را در خلال قرنها با مالکیت خصوصی پیوند خورده می یابد
مرد مدعی است چیزی را که تسخیر میکند وبه تملک در می آورد با شا یستگی خود می پوشاند
زن برهمن در هند , فلامینیادر رم , به اندازه شوهران خود قدیس به شمار می روند , در میان زوج , مرد دارای سلطه است
ما این تحول را در غرب برسی خواهیم کرد . تاریخ زن در شرق هند وچین , به راستی تاریخ بردگی طولانی وبی تغییری بوده است .ما تحقیق خود از قرون وسطی تا عصر حاضر را به فرانسه که موردش حکم نمونه را دارد محدود می کنیم
ص139هنگامی که زن به تملک مرد در می آید مرد می خواهد که او باکره باشد وبا اعمال بدترین مجازاتها , وفاداری کامل او را می خواهد تمام قوانینی که تا روزگار ما نابرابری در مورد زنا کاری حفظ کرده اند شدت خطای زن اعلام می دارند وگرچه از دوران اوگوست به بعد حق اجرای عدالت به دست خود مرد ممنوع می شود , قوانین ناپلئون باز هم نظر عفو هیاءت منصفه به شوهری را که مجری عدالت شده است ,نوید می دهد
صفحه 132
مردان هستند که تصمیم می گیرند , مقام زنان در جامعه , همواره همان جایگاهی است که مردان برای آنان در نظر می گیرند ,در هیچ دورانی زن موفق به تحمیل قانون خود نشده است
با اینهمه اگر کار تولیدی در حد توانایی زن باقی مانده بود شاید زن همراه با مرد به کار تسخیر طبیعت تحقق می بخشید . ولی زننتوانسته است نوید های ابزار کار را از آن خود خود کند تا از ستمی که برزن رفته خبر دهد آنچه برای زن شوم بوده این است که چون برای کارگر به صورت یار وهمکار در نیامده , از اتفاق انسانی طرد شده است : اما ضعف زن وعدم توانایی اش در این که به اندازه مرد تولید کند , نمی تواند این طرد شدن را توجیه کند , بلکه علت آن است که زن به شیوه مرد در کار وتفکر شرکت نمی جسته , علت آن است که زن اسیر راز های زندگی باقی مانده است . مرد جز این که بر زن ستم روا دارد نمی توانسته کار دیگری انجام دهد واراده مرد بر بسط و سلطه طلبی بو ده است
نظر دیگر سیمون دوبوار این بوده است که این وضعیت آناتومی بدن زن است که مادری را پذیرفته است وبه این منظور ظلم وستمی بر او روا داشته شده است وگرنه قرار دادی نیست که همیشه اومادر باشد پدران نیز می توانند مادری کنند ودر حال حاضر در این عصر بسیاری از پدران مادر گونه ومادر هستنند و حتی این مادری به شکل حمایت از خانواده از مقام بالا شکل می گیردودر سیاست وارد می شود
با سپاس
پروین جلائی - پریشاد اکتیو
22دیماه هشتادو هفت
برچسبها:
سیمون دوبوار سر بلند خلاق جامعه فرانسه
۱۳۸۷ دی ۱۲, پنجشنبه
پیام برای پاپ بندیکت شانزدهم به مناسبت سال نو میلادی 2009
تقدیم به فعالان حقوق بشر در جهان
تقدیم به فعالان حقوق بشر مسیحی
اول ژانویه سال نو میلادی 2009 بر مسیحیان جهان مبارکباد
در سال 85 بمناسبت انتخاب پاپ بندیکت شانزدهم یک تبریک از طرف انجمن افزایش توسعه برای حمایت از زنان مسیحی به لحاظ خشونتهایی که بر آنان روا داشته میشود یک پیام برای پاپ نوشتم ورونوشت آن را به مراکز فرهنگی اجتماعی وسفارت واتیکان ارائه نمودم .
من چندین سال ارتباط صمیمانه به لحاظ شغلی با مجتمع آموزشی مسیحی در غرب تهران داشته ام
همچنین با همکاران مسیحی که در مراسم تبریک یا تسلیت بستگان آنان شرکت می کردم
پاپ بندیکت
در سخنرانی خود به نکته کوچکی از خشونت هایی که به ملتها روا داشته میشود اشاره کرد
اما از اهم نکات نقض حقوق بشر وبحرانهایی که موانع صلح در جهان هستند هیچ اشاره ای به آن نشد
اینکه در ادیان مطرح است دین یهودیت قبل از مسیحی بوده است وباحترام حفوق بشر اشاره ای نیز به رهبران یهودی در سخنرانی شب تولد مسیح می شد وانواع خشونت هایی که به زنان و مردان یهودی در جهاناعمال می شود
خشونت های روا داشته شده به زنان جهان , وامروز در نیمروز در تیتر حاشیه روزنامه اعتماد در اول ژانویه این عنوان چاپ شده بود (دختری به خاطر مخالفت با ازدواج به آتش کشیده شد)
حال من سه سوال از پاپ دارم
1- نظر پاپ در مورد زندان گوانتامو چیست؟
2- نظر پاپ در مورد تغییر حکومتهای بنیادگرا چیست ؟ آیا روند دمکراسی می تواند از بنیان استبداد باشد
3- بسیاری از زنان , دانشجویان , معلمان ,کارگران ,هنرمندان و................................به نام مذهب وتعصبات مذهبی ومخالف سیاسی به حبس ,شکنجه ,تبعید و یا به جوخه اعدام سپرده میشوند
پاپ در این موارد چقدر با اوباما همفکر است
با سپاس- اول ژانویه 2009
پروین جلائی - پریشاد اکتیو
تقدیم به فعالان حقوق بشر مسیحی
اول ژانویه سال نو میلادی 2009 بر مسیحیان جهان مبارکباد
در سال 85 بمناسبت انتخاب پاپ بندیکت شانزدهم یک تبریک از طرف انجمن افزایش توسعه برای حمایت از زنان مسیحی به لحاظ خشونتهایی که بر آنان روا داشته میشود یک پیام برای پاپ نوشتم ورونوشت آن را به مراکز فرهنگی اجتماعی وسفارت واتیکان ارائه نمودم .
من چندین سال ارتباط صمیمانه به لحاظ شغلی با مجتمع آموزشی مسیحی در غرب تهران داشته ام
همچنین با همکاران مسیحی که در مراسم تبریک یا تسلیت بستگان آنان شرکت می کردم
پاپ بندیکت
در سخنرانی خود به نکته کوچکی از خشونت هایی که به ملتها روا داشته میشود اشاره کرد
اما از اهم نکات نقض حقوق بشر وبحرانهایی که موانع صلح در جهان هستند هیچ اشاره ای به آن نشد
اینکه در ادیان مطرح است دین یهودیت قبل از مسیحی بوده است وباحترام حفوق بشر اشاره ای نیز به رهبران یهودی در سخنرانی شب تولد مسیح می شد وانواع خشونت هایی که به زنان و مردان یهودی در جهاناعمال می شود
خشونت های روا داشته شده به زنان جهان , وامروز در نیمروز در تیتر حاشیه روزنامه اعتماد در اول ژانویه این عنوان چاپ شده بود (دختری به خاطر مخالفت با ازدواج به آتش کشیده شد)
حال من سه سوال از پاپ دارم
1- نظر پاپ در مورد زندان گوانتامو چیست؟
2- نظر پاپ در مورد تغییر حکومتهای بنیادگرا چیست ؟ آیا روند دمکراسی می تواند از بنیان استبداد باشد
3- بسیاری از زنان , دانشجویان , معلمان ,کارگران ,هنرمندان و................................به نام مذهب وتعصبات مذهبی ومخالف سیاسی به حبس ,شکنجه ,تبعید و یا به جوخه اعدام سپرده میشوند
پاپ در این موارد چقدر با اوباما همفکر است
با سپاس- اول ژانویه 2009
پروین جلائی - پریشاد اکتیو
۱۳۸۷ دی ۲, دوشنبه
تقدیم به فعالان ومدافعان حقوق بشر
با درود :
تقدیم به جشن روشن یلدا جنبش زنان و زندانیان سیاسی
تقدیم به فعالان حقوق بشر
در روشن یلدا از مجموعه شعر بانوی تقدیر شروع کردم وسپس چنگی بر اشعار خیام زدم
در این انتخاب امروز / فردا
از فروغ شروع کردم وسپس چنگی بر اشعار سهراب زدم , برای تکمیل خود نیز افزوده ای داشته ام و یک بیت هم از سعدی ص 118 کتاب عاشقانه ها اثر ویلیام شکسپیر که متن دو زبانه است به آن افزودم
به اشعار فروغ فرخزاد سر می زنم
شعری برای تو
بازکن در.....................اوست
باز کن در........................ اوست
دامن از آن سرزمین دور بر چیده
ناشکیبا دشت ها را نوردیده
روزها در آتش خورشید رقصیده
نیمه شبها چون گلی خاموش
در سکوت ساحل مهتاب روییده
باز کن در ......................اوست
آسمانها را به دنبال تو گردیده
در ره خود خسته وبی تاب
یاسمن ها را به بوی عشق بوییده
بالهای خسته اش را در تلاشی گرم هر نسیم رهگذر بوسیده
بازکن در..........................اوست
باز کن در......................اوست
اشک حسرت می نشیند بر نگاه من
رنگ ظلمت میدود در رنگ آه من
لیک من با خشم میگویم
باز هم رویا
آنهم اینسان تیره ودرهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت برزخم بیداری نهم مرهم
میفشارم پلک های خسته را برهم
خورشید در پنجره می سوزد
پنجره لبریز برگها شد
گوش کن , جا ده صدا می زند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست ,پلکها را بتکان ,کفش به پا کن وبیا
صدای پای آب
مسافر قطار
در یا ها
پیغام ما هیها
تپش سایه دوست
شب تنهایی خوب
پشت در یا ها
در سفر آن سوها
آواز آفتاب
دیاری دیگر
بیراهه ای در آفتاب
خوابی در هیاهو
..........................
وشکستم ,دویدم ,وفتادم
.........................
دیدم که قطاری میرفت بنگر که جه پر بار می رفت / تند می رفت
پر وخردمند میرفت ,بیدار وهوشمند می رفت
دیدم که قطاری میرفت نگریستم که :
گهی خلوت وایستا می رفت ,گهی تهی وخواب می رفت
............................................
در ص 118 کتاب عاشقانه ها به متن دو زبانه از ویلیام شکسپیر به یک بیت از اشعار سعدی بر خوردم
فکرم به منتهای جمالت نمی رسد...............................کز هرچه در خیال من آید نکوتری
با سپاس
پروین جلائی - پریشاد اکتیو
دوم دیماه 87 - 22دسامبر 2008
تقدیم به جشن روشن یلدا جنبش زنان و زندانیان سیاسی
تقدیم به فعالان حقوق بشر
در روشن یلدا از مجموعه شعر بانوی تقدیر شروع کردم وسپس چنگی بر اشعار خیام زدم
در این انتخاب امروز / فردا
از فروغ شروع کردم وسپس چنگی بر اشعار سهراب زدم , برای تکمیل خود نیز افزوده ای داشته ام و یک بیت هم از سعدی ص 118 کتاب عاشقانه ها اثر ویلیام شکسپیر که متن دو زبانه است به آن افزودم
به اشعار فروغ فرخزاد سر می زنم
شعری برای تو
بازکن در.....................اوست
باز کن در........................ اوست
دامن از آن سرزمین دور بر چیده
ناشکیبا دشت ها را نوردیده
روزها در آتش خورشید رقصیده
نیمه شبها چون گلی خاموش
در سکوت ساحل مهتاب روییده
باز کن در ......................اوست
آسمانها را به دنبال تو گردیده
در ره خود خسته وبی تاب
یاسمن ها را به بوی عشق بوییده
بالهای خسته اش را در تلاشی گرم هر نسیم رهگذر بوسیده
بازکن در..........................اوست
باز کن در......................اوست
اشک حسرت می نشیند بر نگاه من
رنگ ظلمت میدود در رنگ آه من
لیک من با خشم میگویم
باز هم رویا
آنهم اینسان تیره ودرهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت برزخم بیداری نهم مرهم
میفشارم پلک های خسته را برهم
خورشید در پنجره می سوزد
پنجره لبریز برگها شد
گوش کن , جا ده صدا می زند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست ,پلکها را بتکان ,کفش به پا کن وبیا
صدای پای آب
مسافر قطار
در یا ها
پیغام ما هیها
تپش سایه دوست
شب تنهایی خوب
پشت در یا ها
در سفر آن سوها
آواز آفتاب
دیاری دیگر
بیراهه ای در آفتاب
خوابی در هیاهو
..........................
وشکستم ,دویدم ,وفتادم
.........................
دیدم که قطاری میرفت بنگر که جه پر بار می رفت / تند می رفت
پر وخردمند میرفت ,بیدار وهوشمند می رفت
دیدم که قطاری میرفت نگریستم که :
گهی خلوت وایستا می رفت ,گهی تهی وخواب می رفت
............................................
در ص 118 کتاب عاشقانه ها به متن دو زبانه از ویلیام شکسپیر به یک بیت از اشعار سعدی بر خوردم
فکرم به منتهای جمالت نمی رسد...............................کز هرچه در خیال من آید نکوتری
با سپاس
پروین جلائی - پریشاد اکتیو
دوم دیماه 87 - 22دسامبر 2008
روز دوشنبه دوم ديماه 87 جشن شب یلدا جنبش زنان وزندانیان سیاسی
Monday، December 22، روز فکر واعلام شد- روز دوشنبه دوم دیماه جشن شب یلدا جنبش زنان
2روز :
از طرف انجمن زنان توسعه ومشارکت
فکر واعلام شد
----- Forwarded Message ----
From: rita adab
To: roundtable@voanews.com; zane-emrooz@voanews.com
Sent: Sunday, December 21, 2008 9:33:01 PM
Subject: جشن شب یلدا جنبش زنان وزندانیان سیاسی دوشنبه دوم دیماه
با درود
روز جمعه وشنبه 29و30يک جشن اهدا کرديم به ملت وايرانيان
با درود :
روز شنبه فکر شد و روز يکشنبه اعلام شد - روز دوشنبه جشن شب يلدا جنبش زنان وزندانيان سياسی
..............................
گفتند شاد باش گفتم با لونا شادم
گفتند آزاد باش گفتم برا بری طلب کو ؟ رفته است
تقدیم به آزادیخواهی وبرhfvd طلب
تقديم به لونای عزيزم
از طرف پروين جلائی , پریشاد اکتيو
22 december 2008 - مطابق با 2دیماه 1324 تشکیل حزب زنان ایران توسط فاطمه سیاح و صفیه فروز
23 december 2008 - مطابق با 3 دیماه 1290 پخش اعلامیه توسط زنان مبنی بر اقدام موثر در مقابل التیماتم
................................................................................................................................................
دیماه 1351 انتصاب ربابه نجفی زاد به عنوان نخستین زن دادستان در میانه
...................................................................................................................................................
انتخاب مجموعه شعر از کتاب بانوی تقدیر بهناز آذر نیا انتشارات روشنگران
سرودن شعر در قالبهای کلاسیک اما رها از قواعد و قالب های کهن به صورت شعر آزاد سروده شده در سال 1383
من فریاد مشترکم با شما ..........................عشق مرده است ومردم در انکار حقیقت اند
مردم من با اختناق وتازیانه رفیق اند
تاریخ نگاران کتاب های قطور می نویسند با تصاویر واژگونه
سایه ها نیز سر در پی هم دارند . تلخی وتیرگی, آنان در پی یک زندگی نیمه تاریک اند
من فریاد مشترکم با شما
بدون قدرت ,در میدان حضور
بر صخره ها نوشتم بیداری رویش فاصل - فاصله در گامهای طپش
آزادی نامش آرزو بود
جستجویی در راه
خواب اسکلت ها
دختر وتازیانه
با ریسمان عشق آویختن
پنجره ای گشوده در حسرت
همدلی ها در بلندای نیلگون
شهر من در جاودانگی قصه هایت
در تلاطم حسرت هایت
تنها نشسته ای جان جهان منور کرده ای
میدانم که سر فراز خواهی ماند
به فریبی خویشتن فریفته ای
نا هنجاری را به تکامل تفسیر میکنی
آنسوی روزگاران پای کوبان قصه عشق می خواندم بر جانشان
جان من واین تبسم خاموش
کنار صدای ممتد بوق ها وفریاد ها
ومردمانی خسته وبیمار که نوبت به نوبت دور می شوند
همیشه هست گریزی در رهایی ترا
به یادگار نوشتم از روزگارانی دور که قامت در خجالت خاک می نشاند
اینگونه زیستی خط خورده وخا موش
دور از همه حقیقت ها
می خواهی باز هم بگویی از قصه ها که جان در جالیز جادو جاوید است وسالها خنده
که مرده اند در خواب زمستانی خرسهای خاکستری
زورمندان وزرمندان
زرادخانه ها را می سازند
وجهان اسطوره در تمامی اعصار
خود را بالا میکشد ومی گستراند
ورودخانه ها می برند عطش رویا را
در خواب چلچله ها
وتو میمانی تا خروس خوان شقایق وصنوبر
حالا فصل پرپرشدن
وآوازی که در امتداد نفسهای ترس فرو می رود
جلاد میگریزد
وصبح سپید زندگی را می سراید
هیچکس در این فراز ترا به یاد ندارد
وتودرچرخش فریاد هایت فرودی بر خاک
در سراشیب فرود شگفتی پنجره تماشای حقیقت است
نگاه کن به خواب پروانه ها
ورقص ماهیان سبز پوش در آبها
واین بی چراغ خانه دیری است خاموش گشته
با اینهمه هنوز بی آنکه بخواهی سرشار از عشق خواهی شدن
با مشتهای آخته از فریاد وبه انجام خواهی رسیدن
آنچنان که باید باشد
پشت خروش خاطره هایمان ,دریایی است با آبهای بسیار
وآنسوی صخره ها مرغان در یایی در ساحل سپید امواج وزورقی کنار شمایل خورشید
گفتم خاکم کجاست
گفت بر در این درگاه که نبوده خورشید گاهی به سخاوت
وکناری هستیم بیخود و تنها
فاصله ها در گامهای طپش
این رویداد هم خودش قصه ایست
مردی ایستاده با تفنگ
زمین با شانه های مجروحش
صبح را
در رویا رویی کبود جاری میکند
سربازها مغموم در محوطه پادگانها سرود آزادی را فریاد می زنند
این رویداد هم خودش قصه ایست
قصه ها ما را به خواب می برند
وستارگان از این سوی هستی تا آنسوی جهان پیوسته می شوند که می برد می برد می برد مارا
وقتی که زمان ازدرون ما عبور می کند ومی گذرد
انگشتان تقدیر می نویسد مقصد من ,قصه تو
در لوایح سپید مهر وآنان که سیاه میکنند دفتر ها مان
و آن دست مرموز نامرئی
که مدام تصویر میکند ما را
خاطره ها در زوایای هستی به خواب می روند
ورود خانه ها در بستر جلبک ها با نسیمی شیرین چناران غرب زده را آواز می دهند
به بهاری که در راه است
حصار ها می شکنم من روح هراسان خلقی آواره ام
می آیم از دور دستها
می آیم با ترنم باران , با قطار ,با کشتی
چیزی ندارم تا پنهان اش کنم
مقاوم ایستاده ام
چهره در چهره طو فانها
من وسعت فرو ریخته همه دیوار های جهانم
با زخمی عمیق در جانم
ودستهایی بارور
ودستهایی که می سازد دگر بار خانه ای
..........................................................................
خیام نیشابوری در نیمه اول سده پنجم هجری ولادت وی در نیشابور واقع شده است در سال 467 در سلطنت جلال ا لدین ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام ا لملک در نیشابور با حسن طوسی وحسن صباح هم درس بوده است و یکصد وبیست سال عمر داشته است
چو طبل مست راه در بستان یافت.......................روی گل وجام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت ...........................در یاب که عمر رفته را نتوان یافت
گر می نخوری طعنه مزن مستان را ...........................بنیاد مکن تو حیله دوستانرا
تو غره بدان مشو که می ,می نخوری ........................صد لقمه خوری که می غلام است آنرا
ابر آمد وباز بر سر سبزه گریست ...................................بی باده گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه اگر هر روز تماشا گه ماست ..............................تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
با سپاس پروین جلائی پریشاد
روز دوشنبه دوم دیماه 87
جشن شب یلدا جنبش زنان و زندانيان سياسي
تاريخ 22دسامبر 2008
از سوی انجمن زنان افزايش توسعه ومشارکت اعلام شد
در روز شنبه يک جشن يلدا اهدا کرديم به ملت و فکر شد
در روز يکشنبه اعلام شد
شب یلدا جنبش زنان و زندانيان سياسی
ارسال شده توسط parishadactive در 1:34 AM 0 نظرات
برچسبها: من فریاد مشترکم با شما
2روز :
از طرف انجمن زنان توسعه ومشارکت
فکر واعلام شد
----- Forwarded Message ----
From: rita adab
To: roundtable@voanews.com; zane-emrooz@voanews.com
Sent: Sunday, December 21, 2008 9:33:01 PM
Subject: جشن شب یلدا جنبش زنان وزندانیان سیاسی دوشنبه دوم دیماه
با درود
روز جمعه وشنبه 29و30يک جشن اهدا کرديم به ملت وايرانيان
با درود :
روز شنبه فکر شد و روز يکشنبه اعلام شد - روز دوشنبه جشن شب يلدا جنبش زنان وزندانيان سياسی
..............................
گفتند شاد باش گفتم با لونا شادم
گفتند آزاد باش گفتم برا بری طلب کو ؟ رفته است
تقدیم به آزادیخواهی وبرhfvd طلب
تقديم به لونای عزيزم
از طرف پروين جلائی , پریشاد اکتيو
22 december 2008 - مطابق با 2دیماه 1324 تشکیل حزب زنان ایران توسط فاطمه سیاح و صفیه فروز
23 december 2008 - مطابق با 3 دیماه 1290 پخش اعلامیه توسط زنان مبنی بر اقدام موثر در مقابل التیماتم
................................................................................................................................................
دیماه 1351 انتصاب ربابه نجفی زاد به عنوان نخستین زن دادستان در میانه
...................................................................................................................................................
انتخاب مجموعه شعر از کتاب بانوی تقدیر بهناز آذر نیا انتشارات روشنگران
سرودن شعر در قالبهای کلاسیک اما رها از قواعد و قالب های کهن به صورت شعر آزاد سروده شده در سال 1383
من فریاد مشترکم با شما ..........................عشق مرده است ومردم در انکار حقیقت اند
مردم من با اختناق وتازیانه رفیق اند
تاریخ نگاران کتاب های قطور می نویسند با تصاویر واژگونه
سایه ها نیز سر در پی هم دارند . تلخی وتیرگی, آنان در پی یک زندگی نیمه تاریک اند
من فریاد مشترکم با شما
بدون قدرت ,در میدان حضور
بر صخره ها نوشتم بیداری رویش فاصل - فاصله در گامهای طپش
آزادی نامش آرزو بود
جستجویی در راه
خواب اسکلت ها
دختر وتازیانه
با ریسمان عشق آویختن
پنجره ای گشوده در حسرت
همدلی ها در بلندای نیلگون
شهر من در جاودانگی قصه هایت
در تلاطم حسرت هایت
تنها نشسته ای جان جهان منور کرده ای
میدانم که سر فراز خواهی ماند
به فریبی خویشتن فریفته ای
نا هنجاری را به تکامل تفسیر میکنی
آنسوی روزگاران پای کوبان قصه عشق می خواندم بر جانشان
جان من واین تبسم خاموش
کنار صدای ممتد بوق ها وفریاد ها
ومردمانی خسته وبیمار که نوبت به نوبت دور می شوند
همیشه هست گریزی در رهایی ترا
به یادگار نوشتم از روزگارانی دور که قامت در خجالت خاک می نشاند
اینگونه زیستی خط خورده وخا موش
دور از همه حقیقت ها
می خواهی باز هم بگویی از قصه ها که جان در جالیز جادو جاوید است وسالها خنده
که مرده اند در خواب زمستانی خرسهای خاکستری
زورمندان وزرمندان
زرادخانه ها را می سازند
وجهان اسطوره در تمامی اعصار
خود را بالا میکشد ومی گستراند
ورودخانه ها می برند عطش رویا را
در خواب چلچله ها
وتو میمانی تا خروس خوان شقایق وصنوبر
حالا فصل پرپرشدن
وآوازی که در امتداد نفسهای ترس فرو می رود
جلاد میگریزد
وصبح سپید زندگی را می سراید
هیچکس در این فراز ترا به یاد ندارد
وتودرچرخش فریاد هایت فرودی بر خاک
در سراشیب فرود شگفتی پنجره تماشای حقیقت است
نگاه کن به خواب پروانه ها
ورقص ماهیان سبز پوش در آبها
واین بی چراغ خانه دیری است خاموش گشته
با اینهمه هنوز بی آنکه بخواهی سرشار از عشق خواهی شدن
با مشتهای آخته از فریاد وبه انجام خواهی رسیدن
آنچنان که باید باشد
پشت خروش خاطره هایمان ,دریایی است با آبهای بسیار
وآنسوی صخره ها مرغان در یایی در ساحل سپید امواج وزورقی کنار شمایل خورشید
گفتم خاکم کجاست
گفت بر در این درگاه که نبوده خورشید گاهی به سخاوت
وکناری هستیم بیخود و تنها
فاصله ها در گامهای طپش
این رویداد هم خودش قصه ایست
مردی ایستاده با تفنگ
زمین با شانه های مجروحش
صبح را
در رویا رویی کبود جاری میکند
سربازها مغموم در محوطه پادگانها سرود آزادی را فریاد می زنند
این رویداد هم خودش قصه ایست
قصه ها ما را به خواب می برند
وستارگان از این سوی هستی تا آنسوی جهان پیوسته می شوند که می برد می برد می برد مارا
وقتی که زمان ازدرون ما عبور می کند ومی گذرد
انگشتان تقدیر می نویسد مقصد من ,قصه تو
در لوایح سپید مهر وآنان که سیاه میکنند دفتر ها مان
و آن دست مرموز نامرئی
که مدام تصویر میکند ما را
خاطره ها در زوایای هستی به خواب می روند
ورود خانه ها در بستر جلبک ها با نسیمی شیرین چناران غرب زده را آواز می دهند
به بهاری که در راه است
حصار ها می شکنم من روح هراسان خلقی آواره ام
می آیم از دور دستها
می آیم با ترنم باران , با قطار ,با کشتی
چیزی ندارم تا پنهان اش کنم
مقاوم ایستاده ام
چهره در چهره طو فانها
من وسعت فرو ریخته همه دیوار های جهانم
با زخمی عمیق در جانم
ودستهایی بارور
ودستهایی که می سازد دگر بار خانه ای
..........................................................................
خیام نیشابوری در نیمه اول سده پنجم هجری ولادت وی در نیشابور واقع شده است در سال 467 در سلطنت جلال ا لدین ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام ا لملک در نیشابور با حسن طوسی وحسن صباح هم درس بوده است و یکصد وبیست سال عمر داشته است
چو طبل مست راه در بستان یافت.......................روی گل وجام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت ...........................در یاب که عمر رفته را نتوان یافت
گر می نخوری طعنه مزن مستان را ...........................بنیاد مکن تو حیله دوستانرا
تو غره بدان مشو که می ,می نخوری ........................صد لقمه خوری که می غلام است آنرا
ابر آمد وباز بر سر سبزه گریست ...................................بی باده گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه اگر هر روز تماشا گه ماست ..............................تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
با سپاس پروین جلائی پریشاد
روز دوشنبه دوم دیماه 87
جشن شب یلدا جنبش زنان و زندانيان سياسي
تاريخ 22دسامبر 2008
از سوی انجمن زنان افزايش توسعه ومشارکت اعلام شد
در روز شنبه يک جشن يلدا اهدا کرديم به ملت و فکر شد
در روز يکشنبه اعلام شد
شب یلدا جنبش زنان و زندانيان سياسی
ارسال شده توسط parishadactive در 1:34 AM 0 نظرات
برچسبها: من فریاد مشترکم با شما
اشتراک در:
پستها (Atom)
